محل تبلیغات شما

حماقت از سر و رو و وجنات بعضی ها میریزه. طرف ترسهاش رو همه جا داد میزنه، بدبختی ها و بی پولی و نفهمیدن هاشو با همه درمیون میزاره تا دلسوزی دیگران رو بخره اما خوشی هاشو مخفی می کنه مبادا کسی بدونه. بعدشم آخه ابله تو که نمی دونی چطور پاتو از مملکت بزاری بیرون حتا همین ترکیه چطور میای زر میزنی که ای کاش چنین کارو می کردم چنان کارو می کردم اصلن ای کاش ایران نمی موندم و مهاجرت می کردم. وقتی تکلیفت با خودت معلوم نیست چهار نفر دیگه رو هم با حرفات اذیت نکن.

بنده که خارج نرفتم اما تو فیلما دیدم که آدما تو مراکز مشاوره دور هم جمع میشن تا با گفتن مشکلات شون کمی از بار گناه و عذابی رو که نسبت به خودشون و موقعیت شون دارن کم کنن اما اینجا یکی مشکلش رو میگه ده نفر راه حل میدن یا همون یکی اونقدر موضوع رو بغرنج می بینه تا بقیه دلسوزی کنن بهش و حس ترحم بهش داشته باشن.

هموطن به جان هر کی دوست داری کمی از خوشی هات هم با همون آدمایی که سطل زباله ی احساسات (به قول دکتر شیری)شون کردی بگو (منظورم این نیست که با دوستای دیگه ش میره ددر ددور بیاد تعریف کنه ها) . نترس چشم نمی خوری. همونقدر که رفقات رو شریک حس های منفیت می کنی حداقل با یه بستنی کام شون رو شیرین کن. والا مردم بیکار نیستن بشینن غرغرهای تو رو گوش کنن. خودشون کار و زندگی و مشکل دارن.


*امروز یکی یه حرفی زد حالمو بد کرد حسابی که باعث شد این پست رو بنویسم


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی